عرف در لغت:
1- به معنای هر امر خوب و حسن و در مقابل بدی است.
2-در لسان العرب؛ عرف به معنای نیکی و امر خوب و مقابل بدی و امر ناپسند است.
3- به معنای معروفاً و مشهوراً می باشد.
4-نیکی و شیوع داشتن امر خوب در بین مردم است.
عرف در اصطلاح:
شهید صدر(ره) ، آقا ضیاء و نایینی عرف را هر امر خوب و نیکی که در بین مردم رواج دارد که در مقابلش کردارهای نادر و استثنایی است تعریف کرده اند.
احکام عرف:
1- عرف در بحث مفاهیم (تشخیص معنا) به کار می رود ،مانند تشخیص معنای صعید ،ماء
2-عرف در بحث ظهورات(ظهور الفاظ ) به کار می رود
3- تطبیق مصادیق
*عرف در مفاهیم و ظهورات حجت است و اجماع بر حجیت آن وجود دارد و مورد پذیرش شارع است و در جایی که شارع تحدیدات عرفی را قبول دارد،حجیت آن واضح است.
*نزاع اصلی در تطبیق مصادیق است،و اختلاف است در اینکه آیا تطبیق مصداق کار عرف است.
*دراینجا دو دیدگاه وجود دارد:
1-دیدگاه امام خمینی (ره):در استصحاب تطبیق مصادیق را کار عرف می داند.و معتقدند که در قوانین عرفی و تطبیق قوانین سراغ عرف می روند،در تطبیق قوانین شرعی هم سراغ عرف می رویم.
دلیل ایشان:العرف فی خطاباته کالعرف می باشد
2- دیدگاه مشهور:
مشهور قائل به عدم تطبیق مصادیق عرف هستند و 3 دلیل دارند:
1- امور واقعی و مصادیق واقعی است و تشخیص مصادیق کار عرف نیست و مصادیق و تطبیق آن،قهری است و ربطی به عرف ندارد
2- وجود عرف مسامحی:که مورد اشکال است و عرف عمدتا در تطبیق مصادیق تسامح می کندو و این احتمال تسامح باعث تضعیف تطبیق مصادیق می شود.
3-دلیلی بر ملاک قرار دادن عرف بر تطبیق نداریم.
فرم در حال بارگذاری ...